X
تبلیغات
در کوچه باغ های خوشبختی

در کوچه باغ های خوشبختی

روز عشق


میدونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه؟؟ لبخندی که بی اراده

روی لب های یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه:

" دوستت دارم "

" روز عشق مبارک "

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 17:55  توسط کازیوه  | 

میلادت مبارک

زادگاه و زادروز هیچکس در هیچ نقشه و تقویمی نیست ،

چراکه آدم ها هر دم در تپش دل های کسانیکه دوستشان

دارند آفریده می شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391ساعت 18:53  توسط کازیوه  | 

نیاز

خدایا من به عنوان بنده حاجتم را گفتم

امیدوارم اگر قرار به برآورده نشدنش هست

از حکمت تو باشد تا بی لیاقتی من . . .

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1391ساعت 16:3  توسط کازیوه  | 

خودم...

گاهــی آدم دلــش میــخواهـد

کفــش هاش را دربیــاورد ،

یواشکی نوک پـــا , نوک پــا ...

از خودش دور شــود ،

بعــد بزنــد بـه چاک،

فـــرار کنــد از خــودش ...

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1391ساعت 0:56  توسط کازیوه  | 

درد دل با خدا

خدایا مرا به خاطر گناهانی که در طول روز

با هزاران قدرت عقل توجیهشان می‌کنم ببخش . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1391ساعت 22:9  توسط کازیوه  | 

جای خالی تو

جــــای خـالیـت را آنــقدر بـا چشمــــــانم آب خـــــــواهم داد

که بـاز کنـــــــارم سبـــــــــز شوی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1391ساعت 23:30  توسط کازیوه  | 

دلتنگی

کجایی که اگر تمام نردبان‏های

دنیا را روی هم بگذاری دستت

به سقف دلتنگی من نمی‏رسد...

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1391ساعت 0:22  توسط کازیوه  | 

قسمت

خدایا هرگز کسی را به آنچه که قسمتش نیست، عادت مده .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391ساعت 13:52  توسط کازیوه  | 

همدل

اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!!

حقیقت را کسی میگــوید که برای تو زندگـی می کند...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1391ساعت 20:10  توسط کازیوه  | 

حرف دل

دل آدما به اندازه حرفاشون بزرگ نیست

ولی حرفی که از ته دل باشه

می تونه آدم بزرگی بسازه...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391ساعت 18:24  توسط کازیوه  | 

احساس

هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که یک نفر احساست رو بفهمه ,

بدون اینکه بخوای به زور بهش حالی کنی.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1391ساعت 11:29  توسط کازیوه  | 

با من بمان

جایی هست که دیگه کم میاری

از اومدنا ، رفتنا ، شکستنا . . .

جایی که فقط میخوای یکی باشه ، یکی بمونه نره

یکی واسه همیشه کنارت باشه.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1391ساعت 23:17  توسط کازیوه  | 

بغض

همیشه نباید زد

گاهی هم باید خورد حرف ها را ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1391ساعت 15:6  توسط کازیوه  | 

یاد خدا

نمی فهمم

وقتی به نماز می ایستم

من ، تو را می خوانم… ؟!

یا تو ، مرا می خوانی …. ؟!

فقط کاش که عشق مان دو طرفه باشد . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391ساعت 11:48  توسط کازیوه  | 

پنجره ای رو به امید

همیشه پنجره ای هست ، پنجره ای که به سوی امیـــدی گشوده

می شود و این امید همان بهانه های کوچکی هستند که ما ساده

از کنارشان می گذریم .


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت 16:26  توسط کازیوه  | 

جای خالی تو...

نبـــودن‌ هایی‌ هست

که هیچ بـــــــودنی جــــــبرانشون نمیکنه .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت 16:22  توسط کازیوه  | 

هر روز تو!

امروز برایت اینگونه " دعا " کردم ...

خــــــدایا !

بجز خودت به دیگری واگذارش نکن !

تویی پروردگارش !

پس قرار ده بی نیازی در نفسش !

یقین در دلش !

خلاص در کردارش !

روشنی در دیده اش !

بصیرت در قلبش !

و روزی پر برکت در زندگی اش !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391ساعت 10:21  توسط کازیوه  | 

دل

آدم های بزرگ دو تا دل دارن:

دلی که درد می کشه و پنهانه ، دلی که میخنده و آشکاره.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391ساعت 10:0  توسط کازیوه  | 

شاد زیستن

" شــاد "بودن یعنی بدست آوردن یک زندگی و تقسیم آن با دیگران!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 10:34  توسط کازیوه  | 

زندگی

وقتی تو زندگی به یک در بزرگ رسیدی

نترس و نا امید نشو ؛

چون اگه قرار بود در باز نشه به جای اون دیوار میزاشتن ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391ساعت 9:31  توسط کازیوه  | 

من!

دلم می خواهد ویرگول باشم تا وقتی به من می رسی کمی مکث

کنی .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1391ساعت 8:53  توسط کازیوه  | 

پروردگارا

راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست

همین کافیست که تو راه را میبینی و من تو را . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1391ساعت 12:16  توسط کازیوه  | 

مرد

مرد است دیگر!

غرورش آسمان و دلش دریاست!

تو چه میدانی از بغض در گلو گیر کرده یک مرد؟

تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده؟

تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبر دارد

و بالشش!

مرد را فقط مرد میفهمد و مرد...

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1391ساعت 10:5  توسط کازیوه  | 

امید

نگو : شب شده ؛

بگو : صبح تو راهه ...

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1391ساعت 9:30  توسط کازیوه  | 

دنیا

دنیا دو روز هست ،

اون روزی که باهات نیست صبوری کن

اون روزی هم که باهاته مغرور نباش

چون هر دو تموم میشه.


+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1391ساعت 9:26  توسط کازیوه  | 

امروز من!

نمی خواهم خـــــــاطره فـــــردایم شوی...

" امـــــروز " من باش،

 
حتی لحظـــــه ای ...


+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1391ساعت 19:14  توسط کازیوه  | 

قدم های من و تو

 دوستی یعنی یه راه دو طرفه ،

یه قدم من ، 

یه قدم تــو ، 

اما "بــــدون " شمارش و حساب و کتاب. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1391ساعت 16:13  توسط کازیوه  | 

آدم های خاکی

آدم های ساده را دوست دارم

همان هایی که بدی هیچکس را باور ندارند

همان هایی که برای همه لبخند دارند

همان هایی که بوی ناب " آدم " میدهند...
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1391ساعت 16:53  توسط کازیوه  | 

دو راهی زندگی

خدایا

در دو راهی زندگی ام

تابلوی راهت را محکم قرار بده

نکند که با نسیمی راهم را کج کنم . . .

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1391ساعت 11:19  توسط کازیوه  | 

دوستی

دوستی تکرار دوستت دارم نیست،

دوستی فهمیدن ناگفتنی های کسی است که دوستش می داری...

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1391ساعت 9:27  توسط کازیوه  |